Sayed Rafi Eklil
ما زنده بر آنیم که آرام نگیریم- موجیم که آسودگی، عدم ماس
04/12/2022
همت بلند دار که مردان روزگار
از همت بلند به جایی رسیده اند
زیباترین تصویر یک مرد همانست که در دشوار ترین روز های آزمون زندگی، با لبخند مردانه مبارزه کند و تسلیم هنجار ها نگردد.
به سلامتی این هموطن که با ناملایمتی روزگار در سرمای زمستان مردانه لبخند میزند
#افغانستان کشوریست که:
ما یک عمر درپشت ملای اقتدا کرده ایم که کهنه جنابت بچه بازی اش را هیچ غسل نمی تواند بشوید .
ملای مسجد ما می گوید انکه دست باز نماز می خواند کشتن اش رواست ،
و انکه با سلاح باز حمله می کند و نسل می کشد احترامش واجب،
ملای مسجد ما بعد از ریدن در کمبود مدرن کفری
با بلند گویی ساخت کشور کفری آموختن علم را کفر جار می زند
و به این باور است که جهان دست به دست هم داده تا خواهران ما را برهنه کند .
نمی دانم در پس پستان دختران کشور ما چی نهفته است که جهان در پی عریان کردن انست ،
آیا زنان دیار خودشان بی پستان اند آیا جهان با پستان بیگانه است ،
از کودکی یاد داده اند به ما و یاد داده ایم به کودکان خود که خداوند قهر می شود، خداوند چشم های آدم را کور می کند .
ودر هیچ مسجدی ملایی برای ما درخطبه های روز جمعه اش نگفت که خداوند بوسیدن را دوست دارد ،
خداوند مرد ها را به حدی شهوتی خلق نکرده که به خاطر شان کودکان دختر را از رفتن به مکتب منع کنیم
چی می دانیم شاید همین امشب دعای یک جوان در دیسکو تیک اجابت شد و اعتکاف ملایی برایش غذاب آور بود
خدا چرا زمانی به افغانستان می رسد ، قهر می باشد ،
و یکسره در پی گرفتن انتقام بر می خیزد ..
آیا تنها خدای ما این قدر عصبانی است یا خدای تمام جهان هم
ن. نادری
26/10/2022
در میان دیوار های بلند سیمانی و خیابان کم عرض و پر از مانع، از مسیر چهار راهی ملک اصغر به سمت کاخ های فراعنهٔ سیاست، دریچهٔ باریکی از کنارهٔ پیاده روی سمت راست، به باغی کهن سال اما جوان پرور و پر طراوت، باز میشد.
باغی که ساکنان اش به اندازهٔ چنار های بلند و تنومند اش، اندیشهٔ بلند و آزاد داشتند.
هر صبح رأس ساعت هشت، چند سرباز جوان، خوش روی و خوش خلق، با قبول تمام خطرات، در نخستین دروازه می ایستادند تا هیچ بیگانه ای وارد نشود و هیچ اتفاق ناگواری آن باغ و ساکنان اش را تهدید نکند.
مهربانی و رفاقت از شروع خیابان تا غرفهٔ تلاشی موج میزد. سلام و علیک های صبحگاهی، مزاح ها و خنده هایی که تمام روز آدم را میساخت.
بر خلاف بسیاری از ادارات دولتی بویژه دفاتر فرعون های کاخ نشین، کارکنار وزارت خارجه که اغلب یا جوان بودند و یا هم دل جوان داشتند، زود تر از وقت اداری میرسیدند؛ بصورت چند نفره در پیاده رو های باغ قدم میزند و بعد از ورزش صبحگاهی و گرفتن نفسی تازه، قهوهٔ صبحگاهی را صرف و آغاز بکار میکردند.
اگر روزی قبل از همه بر پله های ورودی یکی از ساختمان ها می ایستادی، تفاوت میان وزارت خارجه با تمام ادارات دیگر دولتی، از نحوهٔ ورود کار کنان اش هویدا بود.
آدم هایی خوش لباس، خوش قد و قامت، شیرین کلان و وقت شناس.
ترکیب بی نظیر رنگ های لباس، رایحهٔ عطرهای ناب و واژه های فاخری که در همان سلام علیک اول صبح تبادله میشد، مبین تفاوتی چشمگیر بود.
پشت اکثر میزهای دفاتر، مردان و زنان جوانی مینشستند که جهان دیدگی و جهان بینی شان، در عین جوانی از آنان آدمهای پخته و با تدبیری ساخته بود.
به استثنی مجلل ترین ساختمان باغ ( قصر استور)، که بارگاه آقای وزیر، معین و سو گلی های دربار بود، وحدت، همزیستی و همدیگر پذیری میان تمامی ساکنان وزارت خارجه، در غایی ترین حد خود قرار داشت.
تفاوت های زبانی، سمتی، نژادی و مذهبی بر خلاف ادارات دیگر و بیرون آن باغ، غنای فرهنگی به حساب میرفت.
هر چند هر از گاهی، برخی از عزیزان قصر نشین گوشهٔ باغ، برای اثبات درباری بودن خویش، بر نامه نگاری های دیگر همکاران خویش، خورده گرفته و علیرغم، استعجاعیت موضوعات، مکاتیب امضاء شده را خط خطی میکردند، در متباقی آن دستگاه، احترام و سلسله مراتب اداری، بی وقفه رعایت میشد.
به یمن وجود جوانان متعهد و متخصصی که اکثریت غالب شان بر کرسی های معین و وزیر، نسبت به آن دو، مستحق تر و مناسب تر بودند، دستگاه دیپلماسی تا آنجا که در حیطهٔ صلاحت خویش داشت، چون ساعت دقیق میچرخید.
اما شوربختانه و بخاطر زیاده های ها، عقده ها و تعصبات دیرینهٔ ادارهٔ امور فرعون بزرگ و بی کفایتی عروسک های خیمه شب بازی حاکم بر وزارت خارجه، صلابت و صلاحیت جایش را به بله گویی داده بود و وزارت خارجه از دستگاه دیپلماسی به ادارهٔ پست و فرمایشات ادارهٔ امور مبدل شده بود.
در طول هشت سال کار در وزارت خارجه بویژه در یکسال اخیر قبل از سقوط، اصطلاح اجماع منطقه ای را حد اقل روز دو بار، شنیده یا خوانده ام. اصطلاحی که برای کارکنان وزارت خارجه و دیپلماتان کشور در بیرون، کار مضاعف و برای مقامات و سو گلی های دربار شان سفرهای دور دنیا و جیب خرچ های هنگفت به ارمغان میآورد و اما برای وطن و مردم، جز یک دروغ بزرگ، چیزی به همرا نداشت.
چند هفته مانده به سقوط و درست موقعی که جمهوریت حمایت منطقه ای و جهانی را برای بقای چند دزد بی خاصیت، گدایی میکرد، از دیپلمات و سیاست مدار منطقه گرفته تا ملا و شیخ اش، کسی دست آقای وزیر بی صلاحیت ما را نفشرد و نهایتا سقوط به خفت بار ترین وجه ممکن رقم خورد.
اما وزارت خارجهٔ بیرون از حصار قصر استور، وزارت خارجهٔ جوانان جوانمرد، پیش کسوتان جوان دل و بانوان با عفت و مستعد بود و هنوز در دل تک تک ما، رنده و پابرجاست.
من روستا زاده از دور ترین و توسعه نیافته ترین ولایت افغانستان، هشت سال در وزارت خارجهٔ کشور ام، از رفاقت گرفته تا صداقت و همزیستی را آموختم.
امروز بیرون از کشور و چهار دیوار مهربانی آن وزارت، هنوز و برای همیشه، بهترین برادران و خواهران ام، همکاران خوب دیروزی ام در وزارت خارجه هستند و خواهند بود.
امیدارم روزی همچون سبزه های بهار، دوباره از خاک همان باغ، سر برآریم.
محمد اصغر یاور
05/10/2022
روز دوشنبه اول هفته کاری آلمان رخصتی بود ،من خبر نداشتم همسایه من برایم گفت رخصتی است. کنجکاو شدم که به بهانه چی رخصتی شده بررسی که کردم این روز برای پیوستن آلمان شرق و غرب رخصتی بوده ناگاه به یاد کودکی هایم در اوج پیروزی مجاهدین افتادم که یک سره شعار میداند که ما بودیم و دیوار برلین را شکستیم.
در انزمان این افتخار بزرگی بود که بر همه مردم گوش زد می شد ، من حسابی ذوق زده شده بیرون شدم از خانه،
احساس کردم حالا در تمام آلمان و کوچه های ما تصاویر بزرگی از رهبران مجاهدین نصب شده و تمام المانی ها با دیدن ما خرسند می شوند.
زمانی از خانه بیرون شدم هیچ گپی نشده بود.
همین قدر در حیاط بیرونی یک رستوران دو پیر مرد را دیدم که دو گیلاس آب جو (بیر ) را بلند کردند با این شعار که برای آلمان می نوشیم، زمانی از کنارشان گذشتم نفرت توهم با ترس شان را حس کردم نفرت این که به هیچ نوع قانون آنان برابری ندارم و ترس از این که از سرزمینی آمده ام که دخترانش به جرم خواندن سلاخی می شوند.. به دلم گفتم چی خوش باورانی که ما هستیم رهبران مان دیوار برلین را می شکنند و هنوز در سرزمین من علم مباح خوانده می شود و خود این دیوار شکننده گان بزرگ ترین دیوار کننده گان میان مردم کشورم بوده اند- نادری
تصویر از هاجر، دختری که شب ها روی درس خواندن خوابش میبرد، در حمله مکتب کاج به شهایت رسید.
Click here to claim your Sponsored Listing.