Kaj Library
کتابخانه کاج
خبر خوب:
کتابخانه کاج پس از وقفهای کوتاه و برطرف شدن چالشها، در مکان جدید از روز شنبهی هفتهی آینده آماده عرضه خدمات مرتبط با اقلیمِ کتاب است. از دوستانی که در این شرایط سخت کنار ما بودند دنیا دنیا سپاسگزاریم.
آدرس:
برچی ایستگاه نانوایی؛ حکمت مارکت طبقهی بالای پیشتنی بانک
0773-123-123
18/12/2023
داستانهای شهنامهی فردوسی
رزم سهراب با گرد آفرید
گروه تحریریه کتابخانهی کاج
قسمت چهارم
گژدهم پهلوان پیر ایرانی در دژ سپید دختری داشت جوان، بسیار کار آزموده و با تجربه و جنگجو و رزم دیده، که نام او گرد آفرید بود. چون خبر گرفتار شدن هجیر نگهبان به گرد آفرید رسید بیدرنگ موهایش را در زیر زره و کلاه خودش پنهان کرد و جامهی رزم پوشید، سلاح بر خود بست و بر اسبی نشست و راهی میدان نبرد شد. گرد آفرید وقتی وارد میدان کار زار شد نعرهای کشید و همآورد خواست. سهراب چون صدای او را شنید لباس رزم پوشید و سوار بر اسبش شد و بهمیدان آمد. گرد آفرید چون او را دید کمان را به زه کرد و بارانی از تیر بر سر سهراب فرود آورد. سهراب نیز سپر را بر سرش گرفت تا به نزدیک گرد آفرید رسید و با نیزه چنان ضربهای به کمربند گرد آفرید زد که زره بر تنش پاره گردید. گرد آفرید هم با تیغش نیزهی او را به دو نیمه کرد.
گرد آفرید چون فهمید که نمیتواند با سهراب مقابله کند و شکست میخورد پشت بهمیدان جنگ کرد و بهسوی دژ گریخت.سهراب که دید همآوردش از میدان میگریزد و بسیار آسان از چنگ او گریخته است بهدنبال او تاخت. چون بهنزدیک او رسید، گرد آفرید فکری کرد که کلاه را از سرش بردارد تا شاید سهراب بهفهمد او دختر است و دست از سرش بردارد. پس گرد آفرید کلاه خود را از سرش برداشت و موهایش پریشان شد. سهراب وقتی که موهای او را دید بسیار متعجب شد.او تا کنون زنی جنگجو و کار آزموده چنین ندیده بود. پس سهراب کمندی بر کمر او انداخت و او را در بند گرفت. گرد آفرید در حالیکه سعی و تلاش میکرد که خود را از بند آزاد کند، سهراب به او گفت:
ای دختر، بیهوده تلاش نکن. کسی تاکنون نتوانسته از دست من رهایی پیدا کند.
گرد آفرید گفت: ای دلاور بیهمتا، اکنون دو سپاه ما را نگاه میکنند و با خود میگویند که، سهراب با دختری همآورد شده است. پس بهتر است که با یکدیگر سازش کنیم و به دژ سپید برویم. من قول میدهم که کاری کنم تمام سپاه ایران زیر فرمان تو بروند و دژ سپید را نیز در اختیار تو قرار میدهم.
آنگاه گرد آفرید تبسمی زیرکانه به سهراب زد. سهراب دل به او باخت و از او خواست که پیمان شکنی نکند.پس گرد آفرید و سهراب تا در دژ سپید با یکدیگر تاختند. گژدهم وقتی دخترش را دید در دژ را گشود و گرد آفرید داخل شد. آنگاه در دوباره بسته شد و سهراب به پشت در باقی ماند. در همین حال گرد آفرید به پشت بام دژ رفت و به سهراب گف :
ناراحت نشو ای دلاور، اکنون بهسوی سرزمینت باز گرد، زیرا ترکان نمیتوانند از ایرانیان همسری انتخاب کنند.سهراب که بسیار خشمگین شده بود چون حرفهای گرد آفرید را شنید بسیار خجالت زده شد که خود را بازیچهی دست دختری قرار داده، پس هر چه در زیر دژ سپید بود به یغما برد و بهسوی سپاه خود بازگشت.
ادامه دارد. . .
17/12/2023
داستانهای شهنامهی فردوسی
حرکت کردن سهراب به سوی ایران
گروه تحریریه کتابخانهی کاج
قسمت سوم
چون خبر به افراسیاب رسید که سهراب قصد لشکر کشی بهسوی ایران را دارد بسیار خوشحال شد و در سرش نقشههای گوناگون کشید. پس افراسیاب دوازده هزار لشکر جمعآوری کرد و به اتفاق دو پهلوان بهنتم هومان و بارمان آنان را بهنزد سهراب فرستاد و قبل از فرستادن این لشکریان به اتفاق دو فرمانده، بارمان و هومان را فراخواند و گفت:
شما را به ماموریت مهمی میفرستم. امیدوارم که موفق شوید، شما باید کاری کنید که سهراب وقتی به ایران رسید پدرش را نشناسد و مانع نزدیکی او با رستم شوید. شاید که این جوان خام بتواند رستم را از بین ببرد، بدون آنکه بفهمد پدرش است و بعد سهراب را در خواب بکشید تا ایران تماماً جزئی از قلمروی ما گردد.
افراسیاب، شاه ترکان هدایایی را به اتفاق نامهای با این شرح به سهراب فرستاد:
سهراب دلاور، اگر بتوانی تخت ایران را بهدست آوری و پیروز و سربلند شوی، زمان جنگ و خونریزی به پایان خواهد رسید و این دو فرمانده را به اتفاق دوازده هزار لشکر فرستادم بهنزد تو که همه زیر فرمان تو باشند و پشت و پناه تو شوند. سهراب وقتی نامه را خواند بسیار احساس غرور و بزرگی کرد و این باعث شد که نسبت به قصد و هدفش دلگرمتر شود و عزمش راسخ گردد. سهراب به اتفاق لشکریان راهی ایران گردید.اما باید بدانیم از ایران و موقعیت دفاعی آنان، در ایران دژی بود بهنام دژ سپید که تمام امید ایرانیان به این دژ بود و برایشان بسیار با اهمیت بود. نگهبان این دژ پسر گودرز، بنام هُجیر بود و هجیر پهلوانی بسیار قوی بود. وی وقتی که فهمید سهراب قصد لشکرکشی بهسوی ایران را دارد بسیار خشمگین شد و وقتی که سهراب بهنزدیکی این دژ رسید، هجیر با داشتن غروری بسیار سوار بر اسبش شد و بهسوی سهراب تازید.وقتی به نزدیک سپاهیان سهراب رسید همآورد خواست و رجزهای فراوان خواند. سهراب وقتی هجیر را دید جلو آمد و گفت:
ای خیره سر، چرا تنها برای جنگ نهنگ آمدی؟
هجیر پاسخ داد: من فرماندی دلیر و بی باکی هستم. اکنون آمدم که سرت را از تنت جدا سازم تا بدانی که با چه کسی در افتادی.
پس هر دو پهلوان روبهروی یکدیگر شدند. نیزه در نیزه هم انداختند، در همین لحظه نیزهی هجیر شکست و ریز ریز شد. هجیر نتوانست پایداری کند، سهراب دلاور او را از روی زین اسبش بر گرفت و خواست که سرش را جدا کند. هجیر به التماس از او امان و مهلت خواست، پس سهراب دلش سوخت و او را به بند کشیده به نزد هومان فرستاد و هومان وقتی هجیر را در بند دید بسیار شگفت زده شده بود که سهراب چهگونه توانسته چنین دلاوری را در بند بکشد.
در طرفی دیگر، ایرانیان وقتی که خبر گرفتار شدن هجیر به گوششان رسید همه به ناله و خروش در آمدند و بسیار ناراحت شدند.
ادامه دارد . .
پانوشت:
تصویر ضمیمه شده متعلق به شخصیت سهراب در انیمیشن ساخت ایران است.
12/12/2023
برداشت ندا حیدری عضو کتابخانه کاج از کتاب «میتوانم موفق باشم» نوشتهی محمد نعیم عطارد:
بدون شک، افکار مثبت میتوانند قویترین ابزار زندگی ما باشند. آنها میتوانند قدرتمندترین محرک برای تغییر و بهبود زندگی ما باشند. هر روز با افکار مثبت، میتوانیم به خودمان و دیگران انرژی مثبتی بدهیم و زندگیمان را به سمت روشنایی و خوشبختی هدایت کنیم. هرگاه درگیر مشکلات و چالشهای زندگی شدیم، بهترین راه برای اتساع دادن دیدگاه و پیشرویی، تغییر نگرش است. به جای عادت کردن به فکرهای منفی و تمرکز بر مشکلات، خوب است که فکرهای مثبت را در زندگیمان جا بدهیم. هرچهقدر که به خودمان بگوییم "من میتوانم موفق باشم" و به خودمان اعتماد کنیم، قدرتمندتر خواهیم شد و به راحتی میتوانیم موانع را پشت سر بگذاریم. افکار مثبت در واقع مانند شمشیری عمل میکنند که میتوانند بریدهگیهای تاریک زندگی را از بین ببرند. آنها میتوانند نوری باشند که تاریکی را متلاشی کرده و راه را برای پیشرفت و پیروزی باز کنند. هر روز صبح، قبل از شروع روزمره، چند دقیقه وقت بگذارید تا با افکار مثبت به روز جدید خوش آمد بگویید. ممکن است برخی از روزها سخت و دلگیر باشند، اما با این افکار مثبت، جریان مثبت زندگیتان را حفظ کرده و از روزهای سخت عبور کنید.
یادآور شوید که شما قدرت تغییر را در دست دارید و هیچ چیزی نمیتواند شما را متوقف کند، مگر افکار منفی خودتان. قدرت افکار مثبت در شماست. باید به خودمان بیاموزیم که در هر صعود و نزولی که در زندگی ما وجود دارد، نقش مثبتی در پیشبرد خودمان و دیگران ایفا کنیم. با افکار مثبت و اعتماد به نفس، میتوانیم به هدفهایمان نزدیک شویم و زندگی معناپذیرتری را تجربه کنیم. چه قشنگ است که همین حالا تصمیم بگیریم، افکار مثبت را به همراه خودمان هر جایی که میرویم ببریم. باور داشته باشیم که ما ارزشمند هستیم و قادر به دستیابی به آرزوها و رویاهای خود هستیم. با اعتماد بهنفس و افکار مثبت، میتوانیم تواناییها خود را به خوبی به نمایش بگذاریم و موفقیتهای بزرگی را تجربه کنیم.
اجازه دهیم زندگی از نگاه امیدواری و شادی پیش برود. هر روز، به خاطر نعمتها و امکاناتی که در اطرافمان وجود دارند، سپاسگزار باشیم. با تمرکز بر این نعمتها و با تشکر از آنها، افکار مثبت را در زندگیمان تقویت کنیم. برای رسیدن به موفقیت همچنین، باید اطراف خود را با افرادی مثبت و الهامبخش احاطه کنیم. افرادی که به هدفها و آرزوهایمان اعتقاد دارند و ما را به سمت موفقیت هدایت میکنند. با اشتراک گذاری افکار و تجارب مثبت با این افراد، انرژی مثبت را در خود و در دیگران تقویت خواهیم کرد. در نهایت، به خودمان اجازه رویا پردازی بدهیم و از افکار مثبت بهرهبرداری کنیم تا در زندگیمان تغییر ایجاد شود. باور داشته باشیم که همه چیز ممکن است. با افکار مثبت، همه راهها باز است و ما قدرت کافی برای تحقق آنها را داریم. با اعتقاد به قدرت خود، باور به امکانات و ایجاد تغییر در زندگی، هر روز را با شور و انرژی زیادی باید بگذرانیم. افکار مثبت، کلید بهبود و پیشرفت ماست. قطعا همه ما بارها و بارها شکست خوردیم و ناامید شدیم، اما این دلیلی نمیشود که فکر کنیم همیشه شکست خواهیم خورد.
داشتن هدفهایی کوچک و بزرگ باعث میشود ما انگیزه خوبی برای زندگی داشته باشیم و برای رسیدن به خواستههایمان تلاش کنیم. باید برای زندگی خوب، تلاش کرد. باید خودمان را دوست داشته باشیم. گام بر داشتن در راستایی هدف هر چهقدر کوچک باشد باز هم خیلی بهتر از بیحرکتی است. باید برای داشتن آینده بهتر و موفقتر خود را تغییر بدهیم. عادتهای بد را ترک کنیم، البته که تغییر دادن ممکن است سخت باشد، اما قطعا ناممکن نیست؛ پس باید تلاش کرد. مبدل شدن به انسانی موفق، کار ناممکنی نیست فقط باید تلاش کنیم؛ خودمان را تشویق کنیم و به خود بگوییم که من بهترینم؛ من میتوانم موفق شوم. من وقتی اراده کنم میتوانم همه چیزهایی را که میخواهم به دست بیاورم؛ من آدم قوی هستم.
#کتابخانهی_کاج
Click here to claim your Sponsored Listing.
Category
Contact the organization
Telephone
Website
Address
Kabul