Cafe Maan

Cafe Maan

Share

Cafe Maan is located on#6 Jafari Street Tajrish District in Tehran. What a relief
that everyone goes his own way.

03/01/2013

- یه نفر گفته زلزله میاد/همه شهر دیوونه شدن
: اااه این هی از تو قفل در میاد / : رهاش کن بره رییس
: تو هنوز این نوارو داری؟ علی چه روزایی بود.. ( صدای موزیک )
: کمش میکنی؟/ : چیه میترسی بگیرنمون؟ خب بگو زنمه/ : باشه
: اه سردرده باز اومد/: قهوه هست فقط شکر نداریم/:بله میدونم بعده اینهمه سال
: بچه ها هنوز میان کافه دنیس؟ چی میگفت؟ میگفت مرو آنجا که آشنات منم؟
: باید یه روز ببرمش کافه محمود رو ببینه عاشقه اینجور جونوراس/: خواستی بری بگو مام بیایم/: که چی بشه؟/ : بگو یه کیس خیلی عجیب غریبه/: خیله خب حالااا/ : بالاخره مام واسه خودمون یه کیس هستیم دیگه/ : تو رو که هرکی ببینه میفهمه چته. یه روز قرار بود جهان رو زیر و رو کنی.حالا رفتی تو غار خودت. از اونجا فقط نگاه میکنی.می تونستی نگام نمی کردی
: نمی دونم این حرفارو برای چی میزنم. هر وقت به هم میرسیم همین حرفاس/ : درست میشه . بازی میکنیم دیگه . آدم تو غار حوصله ش سر میره/ : بقول خودت باشه! علی یه پیغام گیر برای تلفنت بگیر
باران..
: دیر کردید/ : برف ‍پاک کن خراب شد/: بله میدونم یه قطره بارون میاد همه ی شهر بهم میریزه. اشکال نداره اگه این چراغو روشن کنم؟/ : خرابه/ : چی تون درسته شمام تو این ماشین!
: چرا واینستادید به اون زنه بیچاره کمک کنید تک و تنها؟/ : تنها نبود/ : آبانی هستید؟ / : بله؟؟/ : متولد آبانید؟ / : نه / : فکر کردم متولد آبانید.
: آره؟ به آدم جواب نمیدید آدم بهش بر می خوره/ : نه من منظوری ندارم نمیدونم چی باید بگم
کافه دنیس
: تو گربه دوست داری توی فنجونت ماهی افتاده! مام که .. / : همه چی خوب؟/ : توپ پ پ دارن یه دفتر دوبی میزنن برم؟ کجاییی؟ یه بار تو عمرت صاف بگو چی میگی علی/ : فرخ چی میگه؟/ : تو چی میگی؟ به فرخ چی کار داری؟ برم؟ علی! برم؟/ : ساعتتو عوض کردی؟ / : این تلفنو از اون ور آوردم پیغام گیر داره.. اینم ماله گربه ات.
دنیس
: رفت! کجا رفت؟/ : رفت دیگه. دیگه رفت.. / : بقول ادیک آدم هست خوب آدم هست بد تو اصلن آدم نیستی/ : می خواست بره دیگه رفت. مال منه؟ / : آره یه بارم شیرین بخور با شیر نمی میری که! / : نه!
خارجی
: سلمونی رفتید؟/ : بریم؟ / : منم خیلی وقتا نمیدونم چی جواب بدم ولی اینقدر حرف میزنم که همه سوالشون یادشون بره.
مسافر
: یه دفعه حالم خیلی بد بود خب این دلهره ام که هست همیشه فقط کم و زیاد میشه. شب که خواستم بخوابم گریه ام گرفت زانو زدم.. آخه که چی؟ اینهمه فلاکت که ما اسمشپ گذاشتیم زندگی.اون معجزه که اسمشو میذارن هرچی خب الانه دیگه موقعش بابا. بعد تو خواب معنیه تمام اینارو فهمیدم معنی زمان مکان علییت وجود.. هستی چیزی نیست جز .. بعد اون کلمه اومد که جواب همه ی این سوالها بود اینقدر ساده که باورو نمیشد.بعد صبح تا چشم باز کردم همه اش یادم رفته بود.
: حالت چرا انقدر خرابه؟ /: از اون تو فهمیدی؟/ : قیافت نک و نااله. از بیست فرسخی پیداس برزخی! همه دنبال معجزن اگه از وضعت ناراضیه یه تکونی به خودت بده عوضش کن.
بوق آزاد تلفن
: سلام من الان خونه نیستم شایدم هستم بر نمیدارم/ : الو؟ الو؟ چند بار اومدم دم خونه چراغها خاموش بود. دارم میان دنبالت.
خارجی جایی مثل بام
: چی شده کفشت؟/‌: میخش زده بیرون هر کفش دیگه ای بود تا حالا انداخته بودمش بیرون اینو دلم نمیاد/‌: رهاش کن بره رییس/ : یعنی چی؟/ : یه رفیق داشتم همیشه هر چیزی اذییتش میکرد می گفت رهاش کن بره رییس شرش کم میشه. چرت میگفت البته! /: مخصوصن در مورد میخ کفش بدتر میره تو پا!!
: تو کافه یهو بچه ها پیله کردن تو کیو دوست داری! منم هیچی نگفتم تا اینکه خود سیما گفت یه چیزی بگو علی اصلن یه چیز بی ربط بگو مثلن بگو "چیزهایی هست که نمی دانی"
کارم با فرخ داره بیخ پیدا میکنه/ : بیخه خوب یا بیخه بد؟ / : خوب دیوونه/ : چه عالی!/ : یادته یه بار تو دانشگاه دو ماه با کسی حرف نزدی؟ چی بود روزه ی سکوت؟/ : نه تمرین بوپ/ : تمرینه چی؟/ : تمرینه هیچ چی/

تکه دیالوگ هایی از فیلم چیزهایی هست که نمی دانی / فردین صاحب الزمانی / مان زمستان ۹۱

Want your restaurant to be the top-listed Restaurant in Tehran?
Click here to claim your Sponsored Listing.

Category

Telephone

Address

# 6 Jafari Street, Tajrish Sqr. میدان تجریش خیابان جعفری. پلاک ۶
Tehran