Romeo coffee
فروش و سرو انواع قهوه ی ترک و فرانسه و اسپرسو (پودر و دانه)
02/12/2013
عیب نداره اگر دستگاه قهوه ساز خوب نداری
عیب نداره اگر قهوه کلمبیا و برزیلی توی خونه نداری
پاشو برو برای خودت قهوه ترک درست کن و یه کم شیر بجوشون قاطیش کن
عیب نداره اگر پنجره اتاقت لبه نداره که بشینی، یا دستی نیست که روی شونه ت باشه و آرامش بهت بده
حتی عیب نداره اگر نم بارون روی شیشه اتاقت نمیزنه و منظره جنگل بارون خورده روبروت نیست
یه صندلی بذار پشت پنجره و زانوهاتو بغل کن و قهوه ترک دست ساز خودتو بنوش و منظره معمولی بیرون رو نگاه کن
هر کی یه سهمی داره تو زندگی، از سهم خودت لذت ببر
چه واژهی گنگ و محدودی است رابطه
و چقدر این سوال کلی است که : «آیا هماکنون در رابطهای هستی؟»
«رابطه» فقط نشان میدهد که تو به کسی «ربط» داری! اما نوع ربط را نشان نمیدهد.
بعضی رابطهها مثل قهوهاند.
هر از چندی، احساس نیاز به آنها میکنی و وقتی طعم آنها را چشیدی تا مدتها احساس نیاز در تو میمیرد.
بگذریم از آنها که وقتی هوس قهوه میکنند، چند لیوانی قهوه میخورند. یکی پس از دیگری اما نه در یک کافه!
بعضی رابطهها مثل سلول انفرادی هستند.
راه ورود دارند. اما راه خروج ندارند.
وقتی در آن رابطه هستی، باید به دور از تمام دنیا، باشی و زندگی کنی. نمیدانی که در آن بیرون، حکومت تغییر کرده یا نه. میگویند در سلول انفرادی گاهی حتی به زنده بودن خود هم شک میکنی.
بعضی رابطهها مثل یک خانهی شیشهای هستند.
همیشه به تو گفتهاند و خود نیز احساس میکنی که آزادانه در دنیا میچرخی.
نخستین بار که به دیوار خوردی میفهمی که زندانی یک خانهی شیشهای هستی.
بعضی رابطهها مثل لباس هستند. کمک میکنند تا در میانهی جمع، عریانی خود را پنهان کنی.
کمک میکنند که تو خود را ثروتمندتر، سادهتر، چاقتر، لاغرتر، زیباتر، شادتر، جوانتر یا مسنتر، از آنچه هستی نشان دهی.
لباس وقتی از مهمانی به خانه بازگشت، زود میآموزد که جایگاهش در کمد لباسهاست، نه تخت…
بعضی رابطهها نیز، مانند هوا هستند. تا هستند دیده نمیشوند.
اما نخستین لحظهای که نبودند، میتوانی نیاز به بودنشان را با تک تک سلولهای تنات لمس کنی.
و تو در بعضی رابطهها…
و تو در بعضی رابطهها مثل یک کفش هستی. به محض آنکه به مقصد رسیدند، در کنارهی درب ورودی تنها خواهی ماند و صاحب کفش به تنهایی وارد خانه خواهد شد…
و تو در بعضی رابطهها مثل یک موبایل هستی. احساس میکنی که مهمی و همیشه در دستان او.
دیر زمانی طول میکشد تا بیاموزی که مهم «تو» نبودهای. بلکه «آنهایی» بودهاند که اتصال به آنان، از طریق «تو» ایجاد میشده.
و تو در بعضی رابطهها مثل یک نیمکت هستی.
به مسافر تنخستهای که روی تو نشسته دل میبندی و میگویی :
«این بار، او هم به من دل بسته است».
و نخستین سرما یا گرما یا باد یا باران، دیر یا زود به تو اثبات میکند که «نیکمت» باز هم فریب مسافری دیگر را خورده است…
02/11/2013
Click here to claim your Sponsored Listing.