Sarwar Danesh
محقق و پژوهشگر ادیان
16/10/2024
حقیقیت شخصیه و نوعیه
حقیقت شخصیه عبارت است از وجود جزئی و مخصوصی که در کالبدی (تن آدمی) مجسم میشود و نام و خصوصیات معینی دارد
به طور مثال: ابراهیم (ع) که فرد خاص و نام معینی دارد و در دوره خاصی زندگی داشته است و خصوصیات او چنانیکه مشهور است به خلیل (دوست خدا ) ملقب بود .
حقیقت نوعیه عبارت است از خصوصیت و صفت باطنی او منهای کالبد عنصری و جزئی منفرد او .
مولانا و بسیاری از عرفا و صوفیه علاوه بر اینکه به حقیقت شخصیه صالحان و طالحان عقیده داشتند به حقیقت نوعیه آنان هم معتقد بودند.
مولانا و بزرگان صوفیه معتقداند که حقیقت نوعیه انبیا و اولیا در هر عصری قابل رجوع و تکرار است چنانیکه حقیقت نوعیه اشقیا (مردمان بدبخت و زشت کردار) قابل رجوع و تکرار است .
چنانیکه شیخ محمود شبستری در این شعر بیان میدارد:
بود نور نبی خورشید اعظم
گه از موسی پدید و گه ز آدم
و همین قسم نمرود و فرعون و سایر اشقیای معروف هم دارای حقیقتی شخصی و نوعی میباشند
به طور مثال : نمرود شخصی خاصی و بانام خاصی بود و جباری بود که در عهد ابراهیم ع توسط پشه ای لنگی هلاک شد
چنانیکه در پنج کتاب و یا به اصطلاح مردم خودما چارکتاب آمده: پشه ای کارش کفایت ساخته
و یا فرعون جباری بود که در عهد موسی ع هلاک شد
و اما حقیقت نوعیه او که همانا صفت جهل و خودبینی و تکبر است در هر عصری و در هر کالبدی داخل میشود و سر میکشد
چنانیکه جباریت او فعلا در این عصر به بنیامین نتانیاهو سر کشیده است .
و چنانیکه مولانا در این شعر بیان میدارد:
آنچه در فرعون بود آن در تو هست
لیک اژدرهات محبوس چه است
ای دریغ این جمله احوال تو است
تو بر آن فرعون بر خواهیش بست
پس یعنی اینکه حقیقت نوعیه مانند نوری باشد که در هر چراغی انداخته شود و بتابد و مسلما خصوصیت هر چراغی تاثیری در آن نور میگذارد که در ظاهر به اشکال مختلف دیده میشود
بعضی آن چراغ ها چنان روشنی میبخشند که دیگر چراغ ها از روشنی او خجل شده و عاطل میمانند به مانند نور خورشید و استارگان و به مانند نور پیامبر ص و دیگر انبیا و اولیا و اتقیا
و بعضی ها هم روشنی آنها در حدی باشد که خیال و گمان شود روشن است (از بس که ضعیف است) .
پس هر چراغی نظر به استعداد خود این نور الهی را پخش و نشر میکنند .
پس آنانکه دیده و نظر ظاهر بین دارند اهل الله را از هم جدا میکنند و اما آنانکه نظر بر معنی دارند مراتب ظهورات اولیا را در هر لباس و کسوتی میشناسند
چنانیکه در این شعر میبینیم:
دیده ای باید که باشد شه شناس
تا شناسد شاه را در هر لباس
مولانا در غزلی بیان این امر را میکند:
آن سرخ قبایی که چو مه پار بر آمد
امسال در این خرقه زنگار بر امد
آن ترک که ان سال به یغماش بدیدی
آنست که امسال عرب وار بر آمد
آن یار همانست اگر جامه دگر شد
آن جامه بدر کرد و دگر بار بر آمد
آن باده همانست اگر شیشه بدل شد
بنگر که چه خوش بر سر خمار بر آمد
این نیست تناسخ سخن وحدت صرف است
کز جوشش آن قلزم زخار بر آمد .
مولانا در تبیین اینکه هرکسی نمیتواند حقیقت نوعیه اولیا را بشناسد تمثیل آورده است:
خلیفه به لیلی گفت :تویی که مجنون دیوانه ای توست؟؟!!
تو که از دیگر زیبا رویان زیباتر نیستی؟!
لیلی پاسخ داد: سخن مختصر که تو مجنون نیستی که در این باره قضاوت کنی .
پس این مطلب برای ما این را میطلبد که آدمی باید به شناخت عارفانه نایل آید تا اینکه بتواند حقیقت هستی را آنگونه که هست مشاهده کند و فریب ظواهر را نخورد .
نیکلسون میگوید:
مجنون که بر اثر عشق بصیرت یافت در لیلی بازتابی از جمال الهی را مشاهده کرد حال آنکه لیلی در چشم دیگران همان گونه که سعدی میگوید : سیه فام باریک اندام نمودار شد .
و این را بدان که حقیقت نسبی است
یکی چیزی میطلبد که دیگری از آن بیزار است پس مسلما که شناخت درست به قاعده ای نیازمند است .
محمد سرور دانش
لوبیا فروشی کاکا بشیر
کابل
Click here to claim your Sponsored Listing.
Category
Contact the public figure
Telephone
Website
Address
چهار راهی ترافیک
Kabul
Opening Hours
| Monday | 08:00 - 12:00 |
| Tuesday | 08:00 - 12:00 |
| Wednesday | 08:00 - 12:00 |
| Thursday | 08:00 - 12:00 |
| Saturday | 08:00 - 12:00 |
| Sunday | 08:00 - 12:00 |