l_karimif
Clinical psychologist
Expert Psychotherapist for child and adolescents and interpersonal problems.
28/06/2025
داستان چنگ
31 شهریور 1359 ساعت 3 نیمه شب
9 ساله بودم. در اتوبوس مسافربری در راه برگشت از تبریز خوابم برده بود. . سرم را به شیشه پنجره اتوبوس تکیه داده بودم. با تکانهای شدید ماشین از خواب پریدم. از آسمان صداهای عجیب و غریبی می آمد . اتوبوس متوقف شد. راننده مدام فریاد میزد زود باشید از ماشین پیاده شوید. همه چراغهای ماشین خاموش بود . هنوز طعم خواب را مزه مزه می کردم. سرم را بالا بردم مامان در حالیکه برادرم را در آغوش گرفته بود کنارم ایستاد و گفت بلند شو ، دنبال ما بیا. هاج و واج بودم. در تاریکی و به زحمت در حالیکه خواهرم محکم دست مرا گرفته بود از راهروی باریک اتوبوس گذشتیم. از اتوبوس پیاده شدیم. تا چشم کار می کرد اطراف جاده بیایان بود. دنبال مامان و بقیه رفتیم. همه مسافران اتوبوس پیاده شده و کنار یک ساختمان که فکر کنم رستوران بین راهی بود جمع شده بودند و با ترس و وحشت با هم صحبت می کردند. فهمیدم اتفاق بدی افتاده که من و خواهرم از آن سر در نمی آوردیم.
به آسمان نگاه می کردم. سیاهی شب مثل چادر سیاهی بالای سرما پهن شده بود. چرا آن شب ستاره ها نبودند؟ چرا همه چراغها را خاموش کردند. چرا همه با هم حرف می زدند. چرا مامان اینقدر نگران بود و برادرم را زمین نمی گذاشت. مادربزرگ به زبان ترکی به راننده چه می گفت؟ غرق افکار خودم بودم که دوباره همان صداهای وحشتناک همه را از جای خود پراند. شنیدم که می گفتند بمباران شده ولی هیچ درکی از آن در ذهن کودکانه ام شکل نمی گرفت. راننده گفته بود منتظر می مانیم وقتی صداها تمام شد و کمی هوا روشن شد حرکت می کنیم. دیگر چیزی یادم نمی آید جز تاریکی، سرما و ترسی عمیق در شب ظلمانی بیایان . صبح وقتی رسیدیم تهران یکسره رفتیم خانه، بابا گفت تا صبح نخوابیده و نگران ما بوده و من فقط این را یادم هست که شنیدم گفتند: عراق نیمه شب به پالایشگاه تبریز حمله کرده بود و اینگونه بود که رسماٌ جنگ ایران و عراق شروع شد و 8 سال جنگ ، کودکی و نوجوانی مرا در خود بلعید و تمام.
23 خرداد 1404 ساعت 3 نیمه شب
54 ساله هستم. روی تخت خوابیده ام. با صدای شدید انفجار از خواب می پرم. بعد از آن چند صدای گوشخراش دیگر و پس از آن رگبار صداها. هراسان به پذیرایی می دوم ، همسرم هم پشت سرم می آید. او کنترل تلویزیون را بر میدارد و من موبایل
ادامه در کامنت اول
13/02/2024
فیلم جالب Monster2023 یا هیولا را به تازگی تماشا کردم . فیلمی که برخلاف اسمش اصلا ترسناک نیست بلکه یک فیلم درامه البته به نظرم ترس را در دل مفهومیه خودش خیلی داره
این فیلم ساخته کشور ژاپن با کارگردانی هیروکازوکورئیدا هست که جایزه کن را هم دریافت کرده است.
جدا از نکات هنری و سینمایی ارزنده فیلم، از نظر روانشناسی بسیار پر مفهوم و جالب بود به همین جهت تصمیم گرفتم تحلیل کوتاهی برای آن بنویسم .
فیلم مانستر ، داستان پسر بچه محصلی است که پدر او مرده و با مادر ش زندگی می کند و ماجراهایی در مدرسه و در ارتباط با همکلاسی و معلمش برای او اتفاق می افتد . …..
در این فیلم به وضوح شاهد تاثیر کلام والدین بر فرزندان هستیم پدری که لایق داشتن فرزند نیست و با آزار و اذیت کلامی و تنبیه بدنی ، کودک خود به نام یوری را دچار مشکلات روحی و روانی کرده است . وقتی کودکش را با عنوان مغز خوک خطاب می کند چه تاثیری بر او و متعاقبا رفتارش با همکلاسیش می گذارد. فیلم با صحنه آتش سوزی یک ساختمان شروع می شود آتشی که در طول فیلم مشخص می شود چگونه ایجاد شده و چگونه به درون خانواده ها نفوذ می کند که نتیجه رفتارهای یک پدر الکلی می تواند باشد.
آنچه که به نظرم فیلم را به یک اثر جذاب هنری تبدیل کرده روایت سه گانه فیلم است بدون آنکه سه روایت در طول زمانی با هم مرتبط باشند یا جریان و روانی فیلم را مختل کنند . از هر زاویه که به روایت پرداخته می شود قضاوت بیننده تغییر می کند و جای کسی که شخصیت هیولا دارد عوض می شود . در روایت از دید مادر به شدت با مادر همدردی می شود و رفتار معلم و مدرسه زیر سوال می روند و خشم از بی مسئولیتی آنها ببیننده را ناراحت می کند . وقتی روایت از زاویه دید معلم نقل می شود دانش آموز در نظر بیینده چهره هیولا به خود می گیرد و حس ترحم و دلسوزی ببیننده نسبت به معلم می چرخد و وقتی روایت از دید دانش آموز نقل می شود حس دلسوزی و همدلی با دانش آموز شکل می گیرد . و اینگونه است که فیلم نشان می دهد با تغییر موقعیت ، چقدر قضاوتها و احساس مان نسبت به افراد و اتفاقها تغییر می کند .
در واقع فیلم سعی کرده زود قضاوت کردن را به نقد بکشد . در این فیلم دوستی دو دانش آموز با معصومیت تمام ، به دور از مفهوم سازی های رایج ترسیم شده است . دو کودک با مشکلات روحی و روانی که نه خانواده هایشان و نه معلم و مدیر مدرسه ، هیچ یک کمکی به حل آنها نمی کنند.
به شدت توصیه می کنم این فیلم را که جایزه جشنواره کن را هم دریافت کرده ببینید و اگر هم آن را دیده اید نظر و تحلیل تان را برایم در کامنت بنویسید.
Click here to claim your Sponsored Listing.
Category
Contact the business
Website
Address
Tehran