Sedaye Bi Seda
Contact information, map and directions, contact form, opening hours, services, ratings, photos, videos and announcements from Sedaye Bi Seda, Art, Tehran.
18/09/2023
این عکس را امروز در اینستاگرام دیدم، مربوط به هجوم مردم به هتل اسپیناس است برای دیدن رونالدو !!! جزییات عجیبی دارد، انگار دارد با ما حرف می زند، تعداد آدمهایی که روی دیواره کاملا عمودی این تپه هستند، بقیه که دارند از شیب بالا می روند و عده ای که روی دیوارها هستند، به این امید که شاید رونالدو را از دور هم که شده ببینند، برای من دیدن این عکس بسیار غم انگیز و تحقیر آمیز است، می شد این ملاقات در یک استادیوم صورت بگیرد، می شد ستاره هایی مثل رونالدو در تیمهای ایرانی بازی کنند، می شد .... اینها شاید از کوتاهی دولت و وضع مملکت است اما می شد ما برای خودمان حرمت قائل شویم، می شد برای دیدنش اینطور خودمان را به خاک و خون نکشیم، مدتهاست حس می کنم شخصیت ما تحت تاثیر شرایط دارد عزت نفسش را از دست می دهد، فرق نمی کند هتل اسپیناس باشد یا زیارت یا کنسرت شادمهر یا جاده چالوس یا ...! انگار شرایط طوری شده که ما دیگر محترم نیستیم!
#رونالدو
سالی که رادیو عراق حتمی ش کرد که راکت میزنه و از کارخونجات تا هفت تومنی ها تا فنس نیرو هوایی رو صافِ صاف میکنه، دوتا خونه موندن و اثاث جمع نکردن:
یکی حبیب آزما که گفت: نمیرُمبه؛ یکی حسین اُسالی که گفته بودن نمیمونه.
دکترای بیمارستان اُختیف کمیسیون کرده بودند و گفته بودند “فوقش شیش ماه” و حسین دست از مبارزه کشیده بود.
راکت، جاش فرود نیمد. نصفی که ساعت سه نصف شب تو جلالیه مُردن، کارگرای کارخونجات و بچه هاشون بودن.
کمیسیون هم خطا داشت، چون سی و شش سال بعد، خبر رُمبیدن متروپل رو حسین اُسالی به مو داد. صد و پنجاه متری متروپل، کنار گاریِ رانی و رِدبولش ایستاده بوده و تمام ماجرا را دیده بود.
گفت، سه دقیقه قبل توش بودم. بشکه مو آب کردم. سه دقیقه احسانو!
گفتم:حسین آیا تو یه روز میمیری هم؟؟
ساکت شد. نایاب ترین غمگینترین وحشی ترین حالت حسین اُسالی، ساکتیشه.
آن جمله که از سوادش میزد بالا را اینجا گفت. گفت: کم نه! گفت: مُرده ها مرگشون میذارن رو کولِ زنده ها و میرن. میّت فهم نداره که. درد نداره که. کارش سخت نیس که.
خوب نگاه کردم. از شصت و چهار تا حالا را نگاه کردم… دیدم حسین توی همه روایت ها مُرده واقعا.
زنش که نهادش رفت
سر چتربازی که زندگی ش رفت.
تو قمار که گالانتِ معروفِ خسروشاهی رو برد، ولی برنداشت و از خونه درویشی زد در.
کُکاش اصغر که خواست ببرد پیش خودش بلژیک، نگفت ها و نرفت.
بوشهر را که ول کرد رفت.
گفتم الان کجا بساط میکنی؟
گفت:تو مبارزه م. شبا بیرونم با مردم.
گفتم: مبااارزززه؟! در بیو لاجون! تو تا مستراح سه بار دیوار میگیری میری. لهت میکنن!
گفت: کو پس؟چرا نمیکُنن؟
آخ از اینجای تلفن. آخ از کم و وحشی حرف زدنای حسین اُسالی.
آخ از گُه مزگیِ مرگ که اهمیتش را نزد نکبت زندگی از دست داده باشد.
گفتم: حسین ده تا باسکت ردبول به حساب مو بده مردم، هر کدوم که خسته و تشنه س.
گفت: چه عادتای زشتی توت پیدا شده احسانو. ای راه پله و پنجره خونه ت نیس که یکی بگیری بیاد جات بشوردش، مدرسه بچه ت نیس که یکی بگیری جات ببردش. گُه تو پولت که جات میره همه جا.
و
غمدار گفت: آدمِ تخم ندار! کسی نایب الزیاره ی کسی نیست روبرو باتوم.
و
آخ از لودرِ تو کلماتِ حسین اُسالی.
احسان عبدی پورabdipour
#متروپل
#آبادان
#خوزستان
پیانو: سانی داوودی .music
صدا: علی عندلیب
12/10/2020
امروز ۲۱ مهر ماه، سالروز درگذشت #مرضیه، یکی از بزرگان عرصه هنر ایران است. بسیاری از آثار مرضیه همچون «برگ خزان» و «افسانه محبت» امروز جزو آثار فاخر و ماندگار گنجینه موسیقی ایرانی است.
خديجه اشرفالسادات مرتضایی با نام هنری مرضیه در ۱ فروردین سال ۱۳۰۳ در تهران، چشم به جهان گشود و در ۲۱ مهر ۱۳۸۹، در ۸۶ سالگی در اثر بیماری سرطان، در پاریس درگذشت. پدرش، سید حسن مرتضایی و مادرش، ربابه، از افراد هنردوست بودند
Click here to claim your Sponsored Listing.
Category
Website
Address
Tehran