Nelly_Therapy
آموزش ، رواندرمانی، روانشناسی ،مهاجرت
نه جنگ،
نه صلح.
و شاید فرسودهکنندهترین وضعیت همین باشد؛
وقتی آدمها نه میتوانند نفسِ راحت بکشند،
نه میتوانند فروبپاشند.
معلق میانِ اضطراب و ادامه دادن.
میانِ ترس و عادت.
میانِ رفتن و ماندن.
گاوخونی فقط یک مکان نیست؛
یک وضعیتِ روانیست.
جایی که آدم
مدام دستوپا میزند
اما جلو نمیرود.
یک جور گاوخونیِ جمعی؛
باتلاقی که مردم در آن
هر روز حرکت میکنند،
اما به جایی نمیرسند.
لعنت به استبداد؛
چه آنجا که با جنگ میآید،
چه آنجا که با تحریم، ترس، سکوت و بازیِ قدرت.
قدرتهای بزرگِ دنیا
سالهاست روی نقشهها تصمیم میگیرند،
اما این مردماند
که با اضطراب، مهاجرت، فقر، سوگ و تعلیق زندگی میکنند.
و میانِ این همه بازیِ سیاسی،
انسان
آرامآرام
در
ان باتلاقِ جمعی فرو میرود.
#ایران
مثلث کارپمن: وقتی رابطهها تبدیل به میدان جنگ میشن
در خیلی از رابطهها
خانوادگی، عاشقانه، کاری، حتی اجتماعی
ما ناآگاهانه وارد مثلث کارپمن میشیم.
الگویی با سه نقش آشنا:
قربانی
«من بیقدرتام، تقصیر من نیست، یکی باید نجاتم بده»
نجاتدهنده
«من باید درستش کنم، اگر من نباشم همهچیز فرو میریزه»
آزارگر (تعقیبکننده)
«تو مقصری، تو نمیفهمی، باید ادب شی»
نکتهی مهم:
هیچکس همیشه فقط یکی از اینها نیست.
ما مدام بین این نقشها جابهجا میشیم.
مشکل کجاست؟
مسئولیت واقعی گم میشه
مرزها از بین میرن
خشم و فرسودگی جمع میشه
رابطهها به تکرار دردناک میافتن
و اینجاست که جملهی نیچه معنا پیدا میکنه:
«کسی که با هیولاها میجنگد،
باید مراقب باشد خود هیولا نشود.
و اگر به مغاک خیره شوی،
مغاک نیز به تو خیره میشود.»
راه خروج از مثلث
نه با عوض کردن آدمها
بلکه با عوض کردن نقش
قربانی → مسئولِ توانمند
«چه کاری از دست من برمیآد؟»
نجاتدهنده → حامیِ با مرز
«کمکت میکنم، اما جای تو زندگی نمیکنم»
آزارگر → قاطعِ محترمانه
«نیازم رو میگم، بدون حمله»
نکتهی پایانی
مثلث کارپمن دربارهی بد بودن آدمها نیست
دربارهی نقشهاییست که برای بقا یاد گرفتهایم.
آنچه درمان میکند
قهر یا نجات نیست
دیدن نقش است
و توقفِ بازی.
«آیا تمام امیدت را از دست دادهای؟
تا به حال وقتی صبح از خواب بیدار میشوی به آسمان نگاه کردهای؟
سحرگاه، دلت نمیخواهد طلوع خورشید را ببینی؟
آن سرخی و زردی خورشید هنگام غروب—دیگر نمیخواهی آن را ببینی؟
میخواهی همهچیز را رها کنی؟
میخواهی از طعم گیلاسها هم بگذری؟
هرکسی که ملاقات میکنید در حال جنگی است
که شما هیچچیز دربارهاش نمیدانید.
رنج یکدیگر را محترم بشماریم.
ظرفیت روانی و عاطفی هر یک از ما متفاوت است.
Everyone you meet is fighting a battle you know nothing about.
Let us respect each other’s suffering;
the emotional and psychological capacity of each of us is different.
“Have you lost all hope?
Have you ever looked at the sky when you wake up in the morning?
At dawn, don’t you want to see the sun rise?
The red and yellow of the sun at sunset—don’t you want to see that anymore?
You want to give it all up?
You want to give up the taste of cherries?”
Click here to claim your Sponsored Listing.
Category
Contact the practice
Website
Address
Toronto, ON
L3T1A3
Opening Hours
| Tuesday | 5pm - 9pm |
| Wednesday | 5pm - 9pm |
| Friday | 5pm - 9pm |